قلب من در هر زمان خواهان توست

این دو چشم عاشقم مهمان توست

گرچه لبریز از غمی درمانده ای

این نگاهم در پی درمان توست

در میان ظلمت شبهای غم

چلچراغ قلب من چشمان توست

در کنارم لحظه ای آسوده باش

هرم دستان من دستان توست

قایق بشکسته ی قلب و دلم

تا ابد در ساحل چشمان توست

(ساسان خادمی)