لباس شخصی ها
تو به خود نگاه می کنی
آينه سياه می کنی
پرده بر ترانه می کشی
پنجره تباه می کنی
من ، ستاره آه می کشم
دست روی ماه می کشم
نوازشِ نسيم می کنم
روی شب نگاه می کشم
تو، با گلوله و من، با گل
تو، با شليک و من، با آواز
تو، زردِ نفرت، کبودِ کين
من، سرخِ عشق و سبزِ پرواز
کسبِ تو، قتلِ گل و شبنم
اعدامِ باد و نور و دريا
کارِ من کشتِ چراغ و دف
تيمارِ رنگ و رقص و رويا!
ميعادگاهِ ما:
انسان و آبادی
تاريخِ آينده
ميدانِ آزادی!
(ایرج جنتی عطایی)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۰۴ ساعت 16:57 توسط رویا
|
سلام من توی این وبلاگ سعی کردم که اصلا صحبت نکنم و فقط زیباترین اشعار عاشقانه رو در برابر چشمای قشنگتون بگذارم امیدوارم خوشتون بیاد و با نظراتتون منو خوشحال کنید درضمن برای دیدن همه ی شعرها به آرشیو مراجعه کنید