این منم؟ای غمگساران این منم؟
این شرار سرد خاکستر شده
این منم؟ای مهربانان این منم؟
این گل پژمرده ی پرپرشده
این منم یا نغمه ای کز تار عشق
جست و غوغا کردو خاموشی گرفت
این منم یا نقش صدها آرزو
کاینچنین گرد فراموشی گرفت
خنده بودم بر لبان زندگی
ناگهان در وحشتی پنهان شدم
ناز بودم در نگاه آرزو
اشک خونین درد بی درمان شدم
این منم؟نه من کجا وغم کجا؟
از چه رو این گونه افسردم چرا؟
جان شادی آشنای من چه شد؟
از چه چون لعلش به دستم بوسه داد
جان دگر شیدا نشد رسوانشد
از چه چون اشکی به پایم افتاد
شور عشقی در دلم پیدا نشد
از چه چشم از نگاه او گریخت
اشتیاق دیده را نادیده کرد
از چه دل در پاسخ سرمستیش
سرگرانی کرد وناسنجیده کرد
هیچ باور می کنید ای دوستان
کاین منم این شاخه ی بی بر منم؟
این منم این باغ بی روح خزان
این منم این شام بی اختر منم
(سیمین بهبهانی)