آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه پر نیلوفر،
که به آسمان بارانی می اندیشید
و آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه پر نیلوفر باران،
که پیرهنش دستخوش بادی شوخ بود
و آنگاه بانوی پر غرور باران را
در آستانه نیلوفرها،
که از سفر دشوار آسمان باز می آمد.
(احمدشاملو)
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۷/۰۹/۰۳ ساعت 16:29 توسط رویا
|
سلام من توی این وبلاگ سعی کردم که اصلا صحبت نکنم و فقط زیباترین اشعار عاشقانه رو در برابر چشمای قشنگتون بگذارم امیدوارم خوشتون بیاد و با نظراتتون منو خوشحال کنید درضمن برای دیدن همه ی شعرها به آرشیو مراجعه کنید