تبليغاتX
.:.فقط شعر.:.شعر عاشقانه.:.

.:.فقط شعر.:.شعر عاشقانه.:.
یک فنجان عشق


توکیستی که من اینگونه بی توبی تابم
شب ازهجوم خیالت نمی بردخوابم
توچیستی که من ازموج هرتبسم تو
بسان قایق سرگشته روی گردابم
(فریدون مشیری)

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/12/15 22:54 توسط رویا |


ای بهترین گلهای عالم
ای خوش ترین لبخند هستی
ای مهروماه راه من دراین گذرگاه
همواره برروی توخواهم دوخت
چشمان سیری ناپذیرم را
تکرار نامت باغ گل کرده ست
صحرای خاموش ضمیرم را
من باتماشای تو سبزم چون جوانی
من باتوجان تاره دارم جاودانی
ایاکسی ازدیدن گل سیرخواهدشد؟
ایاکسی در صحبت گل پیر خواهدشد؟
(فریدون مشیری)

 

+ نوشته شده در جمعه 1386/12/03 19:13 توسط رویا |


دلم گرفته ازاین شهردورازایینه
که دورکرده دلم رابه زورازایینه
نگاه های غریبه نگاه های غریب
که میکنند چه اسان عبورازایینه
ومن به روشن چشمان توشبیه ترم
ازانعکاس خط ورنگ ونور ازایینه
نشدکه اینه روبروی هم باشیم
دوباره زاده شویم ازحضورازایینه
دوباره زاده شویم ازحضور؟حالانه!
که دل گرفته ازاین شهردورازایینه
(نغمه مستشارنظامی)

+ نوشته شده در جمعه 1386/12/03 18:21 توسط رویا |


درجذبه ای که حاصل زیبایی شب است
رویای دوردست تونزدیک میشود
بوی توموج می زند انجابه روی اب
چشم تو میدرخشدوتاریک میشود
بیچاره دل که با همه امیدواشتیاق
بشکست وشدبه دست توزندان عشق من
درشط خویش رفتی ورفتی ازاین دیار
ای شاخه ی شکسته زطوفان عشق من
(فروغ فرخزاد)

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/12/02 14:49 توسط رویا |


سلام بچه ها! اینجاوبلاگ خودتونه هرچی شعرقشنگ داریدبذاریدتاهمه استفاده کنند

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/12/02 14:23 توسط رویا |